تبليغاتX
*ღ* کلبه شعر *ღ*

*ღ* کلبه شعر *ღ*

 

دوباره آمدنت را به خوابهايم خواهم گفت

آنها مرا به آرزويم خواهند رساند

كاش هميشه خواب بودم

 اي كاش...

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389 10:23 توسط سمانه


زندگي چون گل سرخ است

پر از خار پر از برگ پر از عطر لطيف

يادمان باشد اگر گل بچينيم

خار و عطر و گلبرگ

هر سه همسايه ديوار به ديوار همه اند

زندگي چشمه آبي ست و ما رهگذريم

بنشين بر لب آب عطش تشنگي ات را بنشان

صفايي بده سيمايت را و اگر فرصت بود

كفش ها را بكن و آب بزن پايت را

غير از اين چيزي نيست

زندگي...

آينه اي شفاف است

تو اگر زشت و يا زيبايي

تو اگر شاد و يا غمگيني

هر چه هستي تو در آينه همان ميبيني

شاديت را درياب

چون گل عشق بتاب

تا در آينه هستي گل هستي باش


+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389 22:24 توسط سمانه |



مي‌گويم: سلام

کسي جوابم نمي‌دهد

پس خدانگهدار مي‌گويم!

شايد از سر اتفاق

کسي دست‌هايش تکان بخورد...


+ نوشته شده در شنبه نهم مرداد 1389 13:44 توسط سمانه


اين روزها..

روزهاي...

نمي دانم اسمش را چه گذارم....

اما روزهاي پر بارانيست...

هم هواي اينجا ابريست....هم هواي دلم...

بي اختيار مي بارم...بي دليل...بي هوا...

اگر به باران رسيده بودم...

اگر از باران گذشته بودم....

حيف كه باران راهم را بست...

سيل تمامي اميدم را با خود برد...

مثل باد كه يادم را برد...

مثل آفتاب كه مرا سوزاند...

انگار...

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند....




+ نوشته شده در شنبه نهم مرداد 1389 13:7 توسط سمانه |


و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمانی است که همچنان که تو را میبوسند، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند...

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389 13:28 توسط سمانه |


خيالت دلبرا نازنين يارا

چراغان مي كند خانه ما را

شبانگاهان كه بي تابم براي تو

خوشم با گريه كردن در هواي تو

مي بارد نو به نو ديدگانم

مي جوشد نام از زبانم

باده تلخ غمت هر كه نوشد

كنج غم را كي به شادي مي فروشد

باز هم اين چشم ابري با من است

خانه و فانوس اشكم روشن است

عاشقي در من غزل خوان مي شود

كوچه هاي دل چراغان مي شود

شب‌كه سوزنهان‌شعله‌ريزد‌ به‌جان‌اين‌من‌واين‌شور شيدايي

ديده درياي غم سينه صحراي غم كو دگر تاب شكيبايي

قرار جان از كه جويم

غم دل را با كه گويم

دلبرا از داغ تو لاله گل كرد

هركجا نام تو آمد ناله گل كرد

باده تلخ غمت هركه نوشد

كنج غم را كي به شادي مي فروشد


+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر 1389 13:24 توسط سمانه |


چشمان ِ تو گل ِ آفتابگردانند

به هر کجا که نگاه کنی

خدا آنجاست ...                                                                           حسین پناهی

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر 1389 22:51 توسط سمانه


آدمک آخر دنیاست بخند

آدمك مرگ همینجاست بخند

آن خــدایی كه بزرگش خوانـدی

به خدا مثل تو تنهاست بخنــــد

دستخطی كه تو را عاشق كرد

شوخی كاغذی ماست بخنــــد

فكـر كـن فكـر تو ارزشـمند اسـت

فكر كن گریه چه زیباست بخنــــد

صبح فردا به شبت نیست كه نیست

تازه انگار كه فرداست بخنــــد

راستی آن چـه بـه یـادت دادیـم

پر زدن نیست كه درجاست بخنــــد

آدمك نغمه اغاز نخوان

به خدا آخر دنیاست بخند...

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم تیر 1389 22:51 توسط سمانه |


بگو به کدامین بند تبعیدت کنم

تا هر ثانیه به خاطرم دستبرد نزنی؟                                                                 من  89/3/17

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389 19:11 توسط سمانه |


ای که هوای من شده ای

دم زدن در تو

حیات من است...

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 23:25 توسط سمانه


 ناودانها شر شر باران بی صبری است

آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است


کفشهایی منتظر در چارچوب در


کوله باری مختصر لبریز بی صبری است


پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد


در تب دردی که مثل زندگی جبری است


و سرانگشتی به روی شیشه های مات


بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است "                                                    قیصر امین پور

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 23:18 توسط سمانه |


سلام!

تو این پست میخوام اولین شعر خودمو بذارم!!!امروز صبح از زور بیکاری روزهای قبل امتحان!!!!!!یه کاغذ برداشتم شعرهایی که دوست دارمو نوشتم بعد یاد حرف چندتا از دوستان افتادم که میگفتن منتظر شعرای خودم هستن!شروع کردم به نوشتن و خط زدن!یک ربعی همین کارو کردم تا این شعر درپیتی که میخوام بذارم از کار دراومد!خودم که فکر میکنم واسه اولین تجربه شعری زیاد بد نیست!نظر شما چیه؟استاد فارسی عمومیمون که میگفت شعر گفتن الکی نیست باید کلی مطالعه کنی وزن و آهنگ بشناسی...!ولی من در خودم این همه حوصله نمیبینم که برم این همه مطالعه کنم!میخوام بی هوا شعر بگم!حالا از همه دوستای عزیزم میخوام نظر خودشونو صادقانه بهم بگن و راهنماییم کنن.ممنون



تنها...

درون سلول اتاقم

به تقلای نور نگاه میکنم

پرده مخملی اتاقم

بی رحمانه نور را

از چشمان بی فروغم دریغ میکند

همانند او...

که حتی

عکس روی دیوارش

نگاهش را از من میگیرد

و من بی اختیار

زمزمه میکنم

چرا... چرا...چرا...                                                                                     

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 17:25 توسط سمانه |


دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک...

چکار با پنجره داشت ؟...                                                                 قیصر امین پور

+ نوشته شده در شنبه هشتم خرداد 1389 12:43 توسط سمانه


نمی دانم چه می خواهم خدایا

به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته من

چرا افسرده است این قلب پر سوز

ز جمع آشنایان میگریزم

به کنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگیها

به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم که با من

به ظاهر همدم ویکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند

به رویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بد نام گفتند

دل من ای دل دیوانه من

که می سوزی از این بیگانگی ها

مکن دیگر ز دست غیر فریاد

خدا را بس کن این دیوانگی ها                                                                   فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در شنبه هشتم خرداد 1389 12:40 توسط سمانه |


گفتی دوستت دارم

و من به خیابان رفتم !

فضای اتاق برای پرواز کافی نبود....                                                         گروس عبد الملکیان

+ نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389 17:58 توسط سمانه


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یک ریز،ولی پی در پی و آرام،دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان را آشفته تر سازد.بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را...


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1389

مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388


آرشیو موضوعی

فال حافظ


پیوندها

فشن دخترانه
fotografia
قلب یخی
بنامش بیادش و برایش
دفتر خاطراتم...
یادداشتهای یک جوجه خروس
๑۩۞۩๑سکوت تلخ ๑۩۞۩๑
یک عدد آله ریزه
اگر عاشق دوستاتی بیا تو
ME & YOU
خسته از زمونه
خصوصي هستش نيا تو
رهگذر همیشه تنهای جاده های زندگی
دلی غمگین تر از دل من هم مگه هست (مهدی)
آشیونه ی پیشی و جوجو
sedaye-b-seda
دختر خوشگله
ثبت رایگان وب سایت ها
دانلود جدیدترینها
رمیده
teenagers
بدون شرح...
fall-be-love
باران قاصدک
دنیای طنز و با مزه ها
عشق یعنی چه
حرف دل خودم
عاشق تنها((کورش))
وبلاگ تخصصي رشته كامپيوتر
نرم افزار و فروشگاه
ღ♪ღمهدی مقدم معنی عشقღ♪ღ
چشم بارانی
خیلی تنهام
نوای وصل - حسین
+ مختلط -
دختر کوچولو
خودمــــــــــــــــــــــــــــــونی
شاهد تنهایی من
کــــــــــــــــــــــــــــــلاغ ...
یاس سپید
زیباترین منحنی دنیا لبخند
حرف هاي نارنجي
**********دنیای بازی***********
زندگی مبهم
عشق صورتى
جهان آزاد...
شوق دیدار در نجوای عاشقانه
...سرای عشق
بی دل
خدا شما را دوست دارد
آسمان کوچک بچگی
بی بی سی سهیلی
بشکن درواکن جدید2010
بشکن دنیای مادی راباسرزمین عجایب
منم تنهای تنهایمپاتوق تنهايي من
الاچیق
کد و رمز بازیها
مشاعره
نقد فیلم و سریال و هر آنچه که هست و نیست
گراند سینما
عارفانه
اس ام اس عاشقانه جديد
پاتوق تنهايي من
بشنو این نی چون حکایت میکند...
غریبستان
*فقط كره جنوبی*
دیوان خورشید
راه رب
عشق مریم
نسیم نفس خداست...
باران احساس
تنهاتر از همیشه !
مرجع دانلود آهنگ
عشقولانه...برای همه
مکان سرای فندی رامسر
" وب سایت ترجمه انلاین انگلیسی فارسی "
شب بی ماه
به نام وجود پر وجودش
کلبه تنهایی(مژده)
موزیک برتر
گردباد
جهش به سوی ابدیت
مهتاب عشق
BABOL MUSIC
كافه هنرمندان
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin